خرید بک لینک
دیروز به پیشنهاد جانا رفتم و به بچه ها توضیح دادم که جریان چی بوده و چرا در مورد خودم بهشون نگفتم و اینا که فقط غزاله گفت تبریک میگم، همین. همسرم و جانا هیچی نگفتن و زی زی هم یه سری حرف دیگه بارم کرد. زی زی تو حرفاش یه جا گفت تو به ما خبرهای خوبت رو نمیدادی و ماها فقط سطل آشغال انرژی های منفیت بودیم. من گفتم تو خودت آشتی کردنت با خواهرت رو به ما نگفتی (ولی ما در جریان ریز به ریز دعواهات با خواهرت بودیم بعد تو به من میگی سطل آشغال انرژی منفی؟ منی که حتی

برچسب: نویسنده: رها حیدریان تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:56

صفحه بندی