بلیطم کنسل شد و دو ساعت راه رفت، دو ساعت راه برگشت و دوباره از اول طی کردن همین مسیر رو داشتم. دنبال چمدون هام دویدم. پنجاه هزار بار از گیت های بازرسی رد شدم و هر دفعه پول هام رو شمردن. نمیذاشتن مامان و بابا رد بشن که بهم پول عوارض خروج رو برسونن و ماموره هم گفت برو از اول بیا. به همین خاطر پرواز منو جا گذاشت. اونجا خیلی شلوغ بود چون که به خاطر رزمایش های ایران و ترکیه چندتا از پروازهای ترکیش کنسل شده بودند و مسافرهاش رو انداختن با ما.
برچسب:
نویسنده: رها حیدریان
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 19:56